تبلیغات
محمود زردشت یزدی Mahmoud Zardosht Yazdi - چند ماجرای پندآموز از زندگی پیامبر رحمت (ص)

توانا بود هر که دانا بود - یاد بگیریم و عمل کنیم و به دیگران معلومات خود را انتقال دهیم .

چند ماجرای پندآموز از زندگی پیامبر رحمت (ص)

تاریخ:پنجشنبه 21 دی 1391-08:43 ب.ظ

چند ماجرای پندآموز از زندگی پیامبر رحمت (ص)
mohamad.jpg
جوان گفت: یا رسول الله! من مالى ندارم. حضرت فرمودند: دروغ مى گوئى، تو مال و ثروت زیادى دارى، لیكن امشب از پدرت فقیرتر و محتاج تر مى شوى.


28 صفر، مردی پاک از سلاله نیکان به سوی خدا شتافت و جهانی را در غم مصیبت خود فرو برد همو که رابطه فیض الهی بود و باران رحمت خدا به واسطه او بر بندگان نازل می شد. و اینک جان دل می سپاریم به چکید ه ای از سیره نبوی تا راهنمای راهمان باشد .

* برخورد حضرت با یهودى

یك نفر یهودى خدمت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و مدعى شد كه من از شما طلبكارم، و الان در همین كوچه بایستى طلب مرا بدهى.

پیامبر اسلام فرمودند: اولا كه شما از من طلبكار نیستى و ثانیا اجازه بده كه من منزل بروم و به شما پول بدهم، زیرا پولى همراه من نیست.

یهودى گفت: یك قدم هم نمى گذارم از اینجا بردارید، هر چه پیامبر با او نرمش نشان دادند او بیشتر خشونت نشان داد، تا آنجا كه عبا و رداى پیامبر اكرم را گرفت و به دور گردن حضرت پیچید و آن قدر كشید كه گردن مبارك حضرت سرخ شد. حضرت كه قبل از این اتفاق عازم مسجد براى اقامه نماز بودند با این پیشامد تاخیر كردند، مسلمین دیدند، حضرت نیامدند و وقت گذشت، آمدند مشاهده كردند كه یك نفر یهودى حضرت را اذیت مى كند.

مسلمانها خواستند یهودى را ادب كنند، حضرت فرمود: نه، خودم مى دانم با رفیقم چه كنم، شما كارى نداشته باشید حضرت آنقدر نرمش نشان دادند كه یهودى همانجا گفت: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انك رسول الله.

شما با چنین قدرتى كه دارید، این همه تحمل مى كنید و این تحمل یك انسان عادى نیست و مسلما از جانب خداوند مبعوث شده اید. سیره نبوى: ص 139.

* شش سفارش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

حضرت امیر (علیه السلام) مى فرماید: مردى نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: یا رسول الله مرا به عملى راهنمایى كنید، به عملى كه به سبب آن:

1- خدا مرا دوست بدارد.

2- مردم مرا دوست بدارند.

3- دارائیم فراوان شود.

4- بدنم سالم بماند.

5- عمرم طولانى شود.

6- خدا مرا با تو محشور كند.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: این 6 حاجت 6 خصلت مى خواهد:

1- اگر مى خواهى خدا تو را دوست بدارد از او بترس و از گناه پرهیز كن.

2- اگر مى خواهى مردم تو را دوست دارند به آنها خوبى و نیكى كن و به آنچه در دست آنهاست طمع نكن و چشم نیانداز.

3- اگر مى خواهى دارائیت فراوان شود زكات بده.

4- اگر مى خواهى بدنت سالم بماند فراوان صدقه بده.

5- و اگر مى خواهى عمرت طولانى شود صله رحم كن ((دید و بازدید خویشان)).

6- و اگر مى خواهى خدا تو را با من محشور كند سجده را براى خدا طولانى كن/ نصایح یا سخنان چهارده معصوم: ص 248

* پیامبر (ص) در کلام امیر المومنین (ع)

از حضرت امیر المؤ منین علیه السلام نقل شده است كه : هرگاه دو عبادت بر حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم پیش مى آمد هر یك كه دشوارتر بود اختیار مى نمود.

نمازش ‍ از همه كس سبكتر و تماتر بود،

خطبه اش از همه كس كوتاهتر و پر فایده تر بود،

چون به جانبى متوجه مى شد از بوى خوش او مى دانستند كه به آن سو مى آید،

چون با جماعتى طعام مى خورد پیش از همه دست دراز مى كرد و بعد از همه دست بر مى داشت

از نزدیك خود تناول مى كرد و دست به سوى دیگرى دراز نمى كرد،

آب را به سه نفس تناول مى نمود و آب را مى مكید و دهان خود را پر نمى كرد،

در همه چیز ابتدا به جانب راست توجه مى كرد مثلا در جامه پوشیدن و كفش پوشیدن و كفش كندن ،از سمت راست شروع می کردند.

چون رخصت مى طلبید كه داخل خانه شود سه مرتبه رخصت مى طلبید،

سخنش جدا كننده حق و باطل و ظاهر كننده مقصود بود، و چون به سخن مى آمد نور از میان دندانهاى نورانیش ساطع مى شد .

در نگاه كردن دیده را تمام نمى گشود، و با كسى سخن نمى گفت كه او را خوش نیاید. / مكارم الاخلاق 23.

* اگر گفته بودید بر او نماز نمى خواندم

یك نفر از مسلمانها فوت كرد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر او نماز خواند.

پس از آن حضرت پرسید: چند تا بچه دارد؟ و چه چیزى براى آنها به ارث گذاشته است.

جواب دادند: یا رسول الله! مقدارى ثروت داشت، اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.

حضرت فرمود: اگر این را قبلا به من گفته بودید من بر این آدم نماز نمى خواندم زیرا كه بچه هاى گرسنه و ((بى چیز)) را در اجتماع رها كرده است.

فقهاء مى گویند: حتى اگر وصیت مى خواهى بكنى كه بعد از مردن من ثروتم را در راه خدا چنین خرج كنند. وصیت به ثلث بكن، به زائد ثلث وصیت تو نافذ نیست. / حكایتها: ص 35

* همسایه آزار، ایمان ندارد

مردى از گروه انصار، خانه جدیدى در یكى از محلات مدینه خرید، و به آنجا منتقل شد، تازه متوجه شد كه همسایه ناهموارى نصیب وى شده.

به حضور رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض ‍ كرد:

((در فلان محله، میان فلان قبیله، خانه اى خریده ام و به آنجا منتقل شده ام متاسفانه نزدیكترین همسایگان من شخصى است كه نه تنها وجودش براى من خیر و سعادت نیست، بلكه از شرش نیز در امان نیستم، اطمینان ندارم كه موجبات زیان و آزار مرا فراهم نسازد)).

رسول اكرم چهار نفر: ((على (علیه السلام)، سلمان و ابوذر و شخص ‍ دیگرى را كه گفته اند مقداد بوده است)) مامور كرده اند، با صداى بلند در مسجد به عموم مردم از زن و مرد ابلاغ كنند كه:

((هر كس همسایگانش از آزار او در امان نباشند ایمان ندارد))

این اعلام در سه نوبت تكرار شد، بعد رسول اكرم، با دست خود به چهار طرف اشاره كردند و فرمودند:

((از هر طرف تا چهل خانه همسایه محسوب مى شوند))./ كافى: ج 2، ص 666.

* تشییع جنازه بهتر است یا تعلیم علم

مردى از گروه انصار، نزد رسول اكرم آمد و سؤال كرد:

((یا رسول الله! اگر جنازه شخصى در میان است و باید تشییع و سپس دفن شود و مجلس علمى هم هست كه از شركت در آن بهره مند مى شویم وقت و فرصت هم نیست كه در هر دو جا شركت كنیم، در هر كدام یك از این دو كار شركت كنیم چون از دیگرى محروم مى مانیم، تو كدامیك از این دو را دوست مى دارى تا من در آن شركت كنم؟))

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

((اگر افراد دیگرى هستند كه همراه جنازه بروند و آن را دفن كنند در مجلس ‍ علم شركت كن، همانا شركت در یك مجلس علم از حضور در هزار تشییع جنازه و از هزار عبادت بیمار و از هزار شب عبادت و هزار روز روزه، و هزار درهم تصدق و هزار حج غیر واجب و هزار جهاد غیر واجب بهتر است.))

اینها كجا و حضور در محضر عالم كجا؟

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

مگر نمى دانى به وسیله علم است كه خدا اطاعت مى شود.

بوسیله علم است كه عبادت خدا صورت مى گیرد.

خیر دنیا و آخرت با علم توأم است همانطور كه شر دنیا و آخرت با جهل توأم است./ بحار الانوار ج 1، ص 204.

* ثروتمندى كه همان شب فقیر شد

مرحوم مجلسى در عین الحیوه از تفسیر امام حسن عسکرى (علیه السلام) نقل كرده كه فرمود:

پیرمردى پسرش را خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آورد و گریه مى كرد، یا رسول الله! این جوان پسر من است عمرم و اموالم را صرف او كردم، حال كه نیازمند و فقیر و پیر شده ام به من توجهى ندارد و حال آنكه مال و ثروت و انبارها از گندم و جو و خرما و كیسه هائى از طلا و نقره فراوان دارد.

حضرت به آن جوان فرمودند: چه مى گوئى؟

جوان عرض كرد: یا رسول الله! من یك قوت لایموت دارم و چیزى ندارم.

حضرت فرمودند: ما مخارج این ماه را به پدرت مى پردازیم، اما ماههاى دیگر مخارج پدرت به عهده تو است، سپس حضرت اسامه ((خدمتكار)) را طلبید و فرمودند: صد درهم به پیرمرد پرداخت كند.

ماه دیگر باز پیر مرد با پسرش شكایت كنان خدمت پیامبر آمدند، پیرمرد عرض كرد: یا رسول الله! این جوان به من توجهى ندارد.

جوان گفت: یا رسول الله! من مالى ندارم.

حضرت فرمودند: دروغ مى گوئى، تو مال و ثروت زیادى دارى، لیكن امشب از پدرت فقیرتر و محتاج تر مى شوى.

شب كه شد همسایه ها براى جوان خبر آوردند كه بیا درب انبارهاى خود را باز كن كه ما از بوى عفن و مشمئز و بد آن در معرض هلاكتیم.

همینكه جوان درب انبارها را باز كرد، دید تمام گندم ها، خرماها، جوها و متعفن شده، همسایه ها او را وادار كردند كه باربر و حمال بگیرد تا اجناس را به خارج مدینه منتقل نماید.

بنا شد اجرت زیادى به حمال ها پرداخت كند تا اجناس متعفن و بدبو را ببرند، بعد از نقل اجناس جوان سر كیسه هاى پول را باز كرد، همه پول ها سنگ شده، مجبور شد تمام اسباب و اثاثیه و خانه حتى لباسهاى خود را بفروشد و اجرت حمال ها را بپردازد، طولى نكشید جوان از غصه مریض ‍ شد و مرد.

رسول خدا به اصحاب رو كرد و فرمود: اى كسانیكه عاق والدین شدید عبرت بگیرید و بدانید چنانچه مال و ثروت او در دنیا متغیر شد همچنین در آخرت عوض بهشت و نعمت هاى جهنم و عذاب هاى آن، براى او مقرر مى گردد. / ثمرات: ص 294

* مایه فخر خداوند-توصیه پیامبر به ابوذر

((اى ابوذر!...

خداوند به سه نفر بر فرشتگانش مباهات مى كند:

اوّل : مردى كه در بیان خشك ، به تنهایى اذان و اقامه مى گوید، سپس به نماز مى ایستد. خداوند به فرشتگان مى گوید:

به بنده من بنگرید! نماز مى خواند، در حالى كه جز من كسى او را نمى بیند. هفتاد هزار فرشته فرود مى آیند و پشت سر او به نماز ایستاده ، تا فرداى آن روز، برایش استغفار مى كنند.

دوّم: مردى كه نیمه شب از خواب برمى خیزد و در تنهایى به نماز مى ایستد و به سجده مى افتد و در حال سجده ، خوابش مى برد. خداوند به فرشتگان مى گوید: به بنده ام بنگرید؛ روحش نزد من است ولى جسدش در حال سجده است .

سوّم:مردى كه همراه جمعى مبارز و رزمنده است . در میدان نبرد، همراهانش مى گریزند؛ اما او یك تنه مى ایستد و مى جنگد، تا به شهادت برسد...))

* دنیا پل آخرت

دنیا همچون پلى است كه باید از آن عبور كرد تا به سراى جاودان ((آخرت )) رسید. دنیا، یك مسافرخانه است . دنیا، یك منزلگاه سر راه است و ما، مسافرى رهگذر...

ما، آخرتى هستیم ، نه دنیایى . باید از این ((فرودگاه )) براى آن ((قرارگاه ))رهتوشه برگیریم . وطن ما خانه ابدى آخرت است . باید فكر كنیم كه ما را در گور گذاشته اند و فرصت از دست رفته ، و باید حساب عملكرد خود را پس بدهیم .بیا ره توشه برداریم ..

رسول خدا ((ص )) در ادامه صحبتهایش مى فرماید:

((... اى ابوذر!

قبل از بیمار شدن ، از سلامتى ات بهره بردارى كن و قبل از مرگ ، از حیات خود، چرا كه ، نمى دانى نام و نشان تو در فردا چیست .

اى ابوذر! بپرهیز از این كه مرگ ، در حال لغزش و خطا تو را دریابد، كه دیگر نه امكان بازگشتى هست و نه پوزش ، پذیرفته مى شود و نه تو را براى آنچه به جا نهاده اى مى ستایند و نه اشتغالات ، عذرى به حساب مى آید...)) . مواعظ حضرت رسول صل الله علیه وآله وسلم به ابوذر غفارى جواد محدّثى




نظرات() 
How do you get rid of Achilles tendonitis?
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:16 ب.ظ
You actually make it appear so easy together with
your presentation but I to find this topic to be really one thing
which I feel I would by no means understand. It
sort of feels too complex and extremely extensive for me.
I am taking a look ahead in your subsequent publish, I'll attempt to get the dangle of
it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر









در این وبلاگ
در كل اینترنت
====== ===== ======= ===== =====



در این وبلاگ
در كل اینترنت
-----------